حسن حسن زاده آملى
8
رساله وحدت از ديدگاه عارف و حكيم (فارسى)
علما ورثه علم محمد ( ص ) اند مباحث وحدت در كتب حكيمان و به خصوص در صحف عارفان به شعوب كثيره در موضوعات عديده منشعب است ، و ما بتوفيق خداوند سبحان در اين رساله در بيان وحدت حقه حقيقيه ذاتيه و ظليه ، و چند مساله توحيدى مطالبى تقديم مىداريم در اين رساله به تاييد و تسديد حق سبحانه و تعالى ، مبين مىشود كه وحدت حقيقى آنست كه ذوق تاله كمل اهل توحيد حكم مىكند ، و صديقين در توحيد فقط همين زمره اند ، و برهان آنان به حقيقت برهان صديقين است ، و ديگران به خصوص متقشفين هر چند در وحدت و اقسام آن بحث كردهاند بلكه از ذوق تاله و برهان صديقين هم تفوه نمودهاند ولى در كثرت متوغل و متوحلاند ، آرى : هر دو صورت گر بهم ماند رواست * آب تلخ و آب شيرين را صفا است جز كه صاحب ذوق كه شناسد بياب * او شناسد آب خوش از شوره آب بحر تلخ و بحر شيرين همعنان * در ميانشان برزخ لايبغيان صد هزاران اينچنين اشباه بين * فرقشان هفتاد ساله راه بين اگر مستعدى منصف با عين صافى ، و عقل ناصع در كنف كاملى اوديه و عقبات طى كرده ، و مراحل و منازل پى كرده در زبر ارباب قلم و اصحاب حكم سير علمى كند ، به حق اليقين تصديق كند كه حقائق حكم آلهيه و عيون مسائل حكمت متعاليه را و ان شئت قلت ، روح فلسفه و لب لباب عرفان را فقط در صحف كريمه وارثان مقام ختمى صلى الله عليه و آله و سلم ، بايد يافت كه به اعتلاى فهم خطاب محمدى ( ص ) نائل آمدهاند إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ ، كه هم به تنها كتاب كامل وحى الهى انتماء دارند ، و هم از منبع فيض ولايت اهل طهارت و عصمت ارتواء مىنمايند « هم موضع سره ، و لجاء امره ، و عيبه علمه ، و موئل حكمه ، و كهوف كتبه ، و جبال دينه لا يقاس بال محمد ( ص ) من هذه الامه احد ، و لا يستوى بهم من جرت نعمته عليه ابدا » ( 1 ) و در واقع چنانست كه محيى الدين عربى در مقام احتظاى از مائده شهوديه ، و اغتذاى از مادبه الهيه ، در فص يوسفى فصوص الحكم گويد : فانظر ما اشرف علم ورثه محمد ( ص ) و نيز در ديباچه آن گويد : و لست بنبى و لا رسول و لكنى وارث ولاخرتى حارث